اخبار هنری

تفکر استانیسلاوسکی و تفکر برشت در بازیگری چه بود؟

بحث بازیگری همواره از قدیم مورد بحث کارشناسان تئاتر بوده است که بازیگران از چه تکنیک هایی استفاده کنند تا بیشتر به متن نزدیک تر شوند در بازیگری اجرای بازیگر مهم ترین عامل در هر نمایشنامه و فیلمنامه است زیرا راه ارتباط متن با تماشاگران از طریق بازیگر انجام می‌شود.

در قرن نوزدهم و بیستم بزرگترین و قدرتمند ترین کارگردان رئالیسم استانیسلاوسکی و شیوه ی او به نام سیستم متداکتیو بود.

او به دنبال تاثیر گذاشتن روی عواطف تماشاچیان و افزایش هیجانات آن ها بود.

استانیسلاوسکی می‌خواست از راه تئاتر به زندگی فقیرنشینان کمک کند تا زندگی تاریک آن ها را به سمت روشنایی هدایت کند و بتواند دقایقی از زندگی آن ها را از خوشبختی و شادی پر کند استانیسلاوسکی دوست داشت هنر به زندگی انسان ها نزدیک تر شود و انسان زنده را روی صحنه تئاتر نشان دهد و توانست شیوه ی استادان و کارگردان های تئاتر روسیه را تعلیم بدهد. اما برشت با تمام قدرت تلاش می‌کرد که استقلال اندیشه را از تماشاچیان بگیرد و آن ها را به سمت راهی که خود مایل بود بکشاند.

برشت هنرمند قرن بیستم بود او به دلایل اتفاقاتی که دیده بود مانند: انقلاب ها و جنگ ها، تاریخی، سیاسی و… دنبال بنیان گذار تئاتری نو و تاثیر گذار بود. به طور کلی دو فرضیه ساز قدرتمند در هنر بازیگری وجود دارد به نام کنستانتین استانیسلاوسکی و برشت در مورد بحث بازیگری بسیار باهم تفاوت داشتند شیوه ی استانیسلاوسکی رئالیستی و برشت فاشیستی بود البته این تفاوت به کار آن ها صدمه ای وارد نمی‌کرد و این دو بزرگان در کار خود برجسته بودند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *